مرتضى راوندى

15

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

مىگويد . « 27 » در قرآن از الهامات و ظهورات شبانه نيز ياد شده است . بنا به گفتهء محمد ( ص ) ، وى در يكى از مكاشفات شبانه ، روح را ديده است . . . يكى از اين مشهودات و ظهورات شبانه عبارت از اين بود كه محمد ( ص ) از مسجد الحرام ( يعنى كعبه ) به مسجد الاقصى برده شد ( قرآن ، سورهء 17 ، آيهء 1 و بعد ) . و اين سرمنشأ پيدايش داستان معراج محمد توسط فرشتگان به صخرهء معبد سليمان در اورشليم شد . و از ان پس ، در فاصلهء قرن هفتم و هشتم ميلادى در روزگار خليفه عبد الملك ، در آنجا معبد اسلامى به نام حرم الشريف و مكان متبرك قبة الصخره و مسجد الاقصى بنا شد . محمد ( ص ) در حدود سال 609 يا 610 ميلادى مردم را به دين جديد خود تبليغ كرد . نخستين كسانى كه به وى گرويدند ، خويشان نزديك او يعنى خديجه ، همسر و دوست وفادارش ، و دخترانش ( رقيه ، ام كلثوم و فاطمه ) و پسرعم خودش ، على بن ابيطالب بودند ؛ آنگاه زيد بن حارثه بندهء آزاده كرده و پسرخواندهء وى اسلام آورد . بعد ابو بكر و زبير و دو بازرگان به نام طلحه و عبد الرحمن بن عوف و عثمان و عدهء قليل ديگرى به دين جديد گرويدند . بر روى هم ، پيشرفت تبليغات محمدى ، در نتيجهء كارشكنى بازرگانان و سران قبايل عرب ، بسيار ناچيز بود . رباخواران و تجار مكه از مبارزهء حضرت با بت‌پرستى سخت بيمناك بودند ؛ چه ادامهء اين مبارزات ممكن بود به سقوط پرستش كعبه و بتان آن منجر شود و هجوم زوار متوقف گردد . بدين‌سبب ، بزرگان مكه دعوت محمدى را از نظرگاه خويش بس خطرناك مىشمردند و در رأس آنان ابو سفيان قرار داشت . دشمنان محمد جرأت كشتن او را نداشتند زيرا در اين صورت طبق رسوم آن‌زمان ، همهء افراد خاندان هاشمى به خونخواهى برمىخاستند . ولى محمد ( ص ) را با خصومتها و استهزاهاى شرورانهء خويش راحت نمىگذاشتند . پنج سال پس از نزول وحى نخستين و آغاز دعوت محمدى ، شمارهء پيروان حضرت در مكه بر روى هم در حدود 150 نفر بود ، و ميان ايشان بسيارى از مردم فقير و بندگان بودند . از اينكه عدهء كثيرى از بندگان به دين محمد ( ص ) ( اسلام ) درآمدند ، نبايد چنين نتيجه گرفت كه تعليمات پيامبر فى نفسه آرزوها و اميال ايشان ( يعنى بندگان ) را منعكس مىنمود . . . در تعليمات مزبور هيچ‌چيز سوسياليستى وجود نداشته . راست است كه محمد ( ص ) در وحىهاى خود ، مطففين يعنى كمفروشان ، تقلب‌كنندگان در وزن و قيمت كالاها و به عبارت ديگر تجار مكه را با تازيانهء نكوهش تنبيه كرده و دلبستگى به ثروت و گرايش به « تكاثر » و اندوختن مال را نهى و تقبيح كرده ( زيرا اين گرايش سبب مىشود كه آدميان ، خداوند و زندگى آن جهانى را از ياد ببرند . . . ) ولى وى كسب مال را از طريق حرام نهى و تقبيح مىنمود ، نه هر مالى را بطور كلى . . . در كتابهاى رسولان يعنى تورات و انجيل از اين گونه مطالب ديده مىشود . مالى كه از راه حلال كسب شده باشد و صاحب آن وظايف دينى خويش را در مورد ارحام و صدقه ادا كرده باشد ، كاملا مشروع است . محمد ( ص ) هرگز مالكيت شخصى و بردگى و برده‌دارى را انكار و نهى نفرمود و حتى بنده كردن اسيران جنگى را قانونى و مشروع مىشمرد و در عين حال ،

--> ( 27 ) . قرآن ، سورهء 53 و بعد ، سورهء 18 ، آيه 23 و بعد .